اولین حموم امیرحسنم که خودم بردم
سلام نفس مامان هرروز که میگذره وابستگیم به تو بیشتر و بیشتر قدر الطاف خدا رو میدونم با وجود تو عزیزم بلاخره تصمیم گرفتم و انجام دادم در روز 4شنبه 28 اسفند که شما 3 ماه و23 روزه که پا تو زندگی بی رنگ و بوی من گذاشتی و با قدمهای تو زندگیم مملو از عطر یاس و رنگارنگ شده ,بردمت حموم چون اولین بارم بود تند تند شستمت و برای اولین خوب بود لازم به ذکر است همینگجا از مامان نازنینم تشکر کنم که همیشه زحمت حموم بردنت گردن اون بوده اما...حیف دوست ندارم تورو ناراحت کنم به خاطر همیناز گفتن حرفایی سرپوشی میکنم عزیزم فدای صدای نازت بشم چند روزه بدجوری داد و بیداد میکنی نمیدونم دلیلش اینه از صدات خوشت میادم این کارو میکنی یا دلیل دیگه ای من نمیدونم اما هر کا...
نویسنده :
zbagheri
2:19



